بازهم باید سکوت را
همچون یاس های کنار پنجره
اختیار کنم
و دست هایی که به طرفم دراز می شود را
بدون هیچ اعتراضی بپذیرم
و به امید روزی بنشینم
که دست های تو به سراغم بیاید
و زنجیر های پایم را بشکند
و آن روزیست که چشم های تو
برای اولین بار به من خیره می شوند
و این نهایت آرزوی من است ...
حتی اگر بعد از آن
مرا به باد دهی ...
...................................................................
- آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست